تبليغاتX

ضامن آهوی غریب نذار دیوونه تر بشم ...تو رو خودت قسم بذار منم مجاورت باشم

\ مجنون امام رضا
شفیعه ی روز جزا یا معصومه

ای زینب امام رضا یا معصومه

فردا تولد خواهر گلت حضرت معصومه هست .میدونی خواهرا خیلی داداشاشونو دوست دارن .

سحربارونی که رفتم پابوسش یادمه .اونقدر حرمش رویایی شده بود که نگو .بهش قصه ی جنونمو گفتم .قرار گذاشتیم اگه جوابمو میده تا ۱هفته یه خبری بهم بده و اون چه زیبا التماس منو جواب داد .

یادمه تو حرمت یکی از مجاوراشو دیدم و بهش سپردم که سلام منو بهشون برسونه و تشکر کنه .

امام رضا شما هم خواهرتو دوست داری پس به حق خواهرگلت عاشقی من مجنونو بی جواب نذار.

یا حضرت معصومه تولدتون مبارک .

امام رضای نازم تولد زینبتونو تبریک میگم .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 11:29  توسط مجنون ترین مجنون   | 
مهمون نواز مهربون از تو چشام اینو بخون

تا به ابد دیوونتم . هرلحظه پرم زحس جنون

اینکه مجاورت بشم واسم دیگه خیالی نیست

دیگه حتی ذره ای غم توی دل من باقی نیست

 تو دستامو پرکردی از دونه ی عشق پاک و ناب

شستی تموم غممو باذره ای گلاب و آب

امام رضای خوبیها .میدونی که دوست دارم

بدون تا اون روز قشنگ همیشه من منتظرم

دستای من خالی بود و پرکشیدم به سوی تو

حالا توی دستای من پرشده از الطاف تو

ممنون آقا که رام دادی . باز به دلم جلا دادی

ممنونم که این مجنونو توی حرم پناه دادی

امام رضای نازم سلام .منو ببخش که اینقدر زود دلم برات تنگ میشه.منو ببخش که هرشب۸۰۰بار ملتمسانه صدات میزنم .منو ببخش از بابت این همه بی صبری و بی تحملی و بی طاقتی .منو ببخش به خاطر همه حرفای تکراریم .منو ببخش که کاری بلد نیستم که مثل خیلی ها روز تولدت بهت هدیه بدم . منو ببخش که اونقدر ناچیزم که واسه تولدت نمی تونم هدیه ای تهیه کنم .منو ببخش که حتی روز تولدت نمیتونم اشک نریزم . منو ببخش به خاطر مجنون بودنم .

مرهم زخم دلتنگی دیدن گنبد طلاست

شبای بی تو بودنم پراز یه طوفان بلاست

 امام رضای ناز من .من چی دارم جز این دلم

برای روز تولدت بگو چی هدیه بیارم ؟

من که به جز این دلم   جزناله های هرشبم

چیزی ندارم گل من . آخه بگو کجابرم؟

هرسال تولدت آقا یه روز رویایی میشه

قصه ی مجنونت از جدایی خالی میشه

گنبد طلات برق چشای خسته ام

بال کبوترای تو کلید دست بسته ام

اسم قشنگ شهر تو مامن دلتنگی من

آسمون شب حرم سایبون خستگیم

امام رضای ناز من اسمت آروم جونمه

عشقت همیشه با دلم تو پوست و استخونمه

رضایت اسم رضا برق چشای اشکیم

با این مهمونی قشنگ خالی از هرگونه رشکیم

مولای مهربونیا شهرت بهشت من میشه ؟

اون گنبد قشنگ تو پناه این دلم میشه ؟

مسافر غریب من امام رضای خوشگلم

قول میدم صبور باشم بدون که من منتظرم

منتظرم روزی بیاد که تا ابد پیشت باشم

مجنونت یا مجاورت هرچی بگی همون باشم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:53  توسط مجنون ترین مجنون   | 
امام رضای نازم میدونم که میدونی چقدر بهم خوش گذشت.مهمونی نازی بود .رویاترین میزبان .زیباترین قصر .لذت بخش ترین مهمونی .

گلکم امام رضای من فدای این اسم نازت .

منو ببخش که زود زود دلم برات تنگ میشه .آخه تو گل منی دیگه .اگه دلم برات تنگ نشه که من میمیرم .هنوزم اشک نیاز سحاده ی من اسم تو هست .

با این تفاوت که حالا از هر لحظه ی دیگه مطمئن ترم که تو منو مجاور خودت می کنی .هر روزم با تو شروع میشد و هر شبم با تو تموم .همه عشق من همینه .

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

امام رضا خیلی ها اونجا اشک میریزن خیلی ها هم مثل من از راه دور التماست می کنن .تو اگه از خدا بخوای هممون حاجت روا میشیم .

نمی خوام مثل خیلی ها فکر کنی ازت حاجتمو میخوام نه گل من .خودت میدونی تا قبل اون خواب هیچی ازت نخواسته بودم جز عشقت .و اگه حالا می خوام منو مجاور خودت کنی تنها دلیلش خواستن خودته .تو خودنت این آرزو رو بهم دادی و میدونم منو به آرزوم میرسونی .آخه تو امام رضای خیلی ها هستی .امام رضای مرد و زن مسلمون و نامسلمون .محاله جواب مجنونت رو ندی

آقا با هر بار دیدنت دیوونه تر میشم .اما حالا دیگ آرومم و منتظر کرم تو .تو که گل منی و من هر روز واسه دلتنگیت بهونه میگیرم .تو که نازمنی و من هر روز با عکسای تو و خاطراتت خوشم .تو که امام رضایی و من مجنونت میدونم و مطمئنم صدام میشنوی و یه روز از همین روزا مجنونت رو رضا می کنی .

تویی که مهربونی لطفی بکن امام رضا

کمی هم با من بد هم دلی کن امام رضا

کفترای حرمت از برکتت دونه دارن

توی سرسرای لطف و کرمت لونه دارن

چی میشه تو دست من یه خورده گندم بذاری

لونه ی دل من زیر ضریت جا بذاری  

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 11:6  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام دوستای گلم .اگه بدونین اینجا چه حالی میده .جا همه خالی.

این کامنت رو دادم که وقتی اومدم دیوونم کنه .آخرین نماز مغربم رو تو صحن جمهوری خوندم .آخ که نمیشه توصیف کرد .

شب جمعه است .دعا کمیل تو صحن گوهرشاد و فردا دعا ندبه و نماز ظهر . روز مرگ من

و باز فاصله و جاده های یزد تا مشهد و دل مجنون من

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:23  توسط مجنون ترین مجنون   | 
وقتی بهت فکر میکنمم تنها دلیل بودنی                         تو غربت شهر کویر تنها امید خوندنی

دقیق ۴ساعت دیگه حرکت می کنیم . و شاید این آخرین مطلب مجنون امام رضاست .خواستم بگم هنوز باورم نمیشه .تا گنبد اقا رو نبینم باور نمی کنم .

دلم برای غروبای حرم تنگه .برای صدای بال کبوترا.صدای نقاره خونه .

این اولین دفعه است که هم دعای توسل هم دعای کمیل هم دعای ندبه مشهدالرضام .

اگه اونجا رسیدم حتما از اون شهر آسمونی مطلب میدم .

من به یاد همه تون هستم .فقط شما دعا کنین اگه قراره برگردم با دست پر بیام و اگه قرار نیست حاجت شما و خودمو بگیرم دیگه برگشتی نباشه .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 8:58  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام امام رضای خوشگلم .

خدا جونم مرسی .مرسی که منو میخوای زایر امام رضام کنی .

امام رضای من مرسی گلم .مرسی که به عاشقی من جواب دادی .مرسی

صهبای من مرسی که برام دعا کردی مرسی .تو که تو شبای قدر تا اسم امام زضا میومده به یاد من بودی .

مریم نازم مرسی از اینکه تو حرم آقا منو دعا کردی .

مریم پارسای گلم وقتی گنبد آقا رو دیدم نیت کردم اول واسه تو دعا کنم.واسن فال حافظ گرفتم اومده"یوسف گوگشته باز آید به کنعان غم مخور".پش گلی غم مخور

از محمد .ستاره و کوروش .جواد و سمانه هم ممنونم .قول میدم پیش امام رضا به یادتون باشم.

میرسیم به خادمای آثا که با اسم مستعار میشناسم .

آقای  سلام (که هرچند وقت یکبار به وبلاگم سر میزنین )ازتون ممنونم .بابت دعاتون و حرفاتون.

آقای ادمین از اینکه تو شبای قدر برام دعا کردین ممنونم .

از برکت دعای شماهاست مه مجنون امام رضا بعد ۴ماه دوری به لیلی خودش میرسه .

مرسی .

وقتی تو صحن انقلاب به قنوت نمازم رسیدم درست همون لحظه ای که گنبد تو دستات جا میگیره واسه همتون دعا می کنم .

بابت همه چی ممنون.حالا دعا کنین یا دیگه برنگردم با دست پربرگردم .انشاالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 11:8  توسط مجنون ترین مجنون   |