|
سلام آقا جونم .نمی دونم چرا دلم بی تابی می کنه .ارباب من دلم برات خیلی تنگ شده.کاش بودی می دیدی که چقدر دلم بهونتو داره.
اسفند امسال هم رسید و من مثل سال قبل بی تابم که تو منو سال تحویل تو حرمت راه میدی یا نه .آقا؟یعنی اجازه میدی منم بیام پیش تو دعای تحویل سال رو بخونم.دلم هوای سال تحویل ۸۴ رو کرده .میدونم اگه پیش تو باشم و دعا کنم خدا نه نمیگه . امسال با روز تو شروع میشه.احتمال خیلی قوی امسال به نام شماست و من از هر سال دیگه امیدوارتر و منتظرتر که تو به این دل من جواب بدی آقا یادته شب تولد گل گلخونت پیش خواهر و برادرتون توی تهران بودم؟دارم میرم پابوسشون.دلم میخواد به خحاطر اونا هم که شده منو بطلبی. آقا جون دلم برات تنگه .شبی نیست که از شدت درد دوری زار نزنم .سحر تو قنوت نماز شبم بغض عجیبی منو خفه کرد.آقا تو رو خدا به این دیوونه یه نیگاه بکن
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 11:41  توسط مجنون ترین مجنون
|
آنانكه خاك را به نظركيميا كنند باشد كه گوشه ي چشمي به ما كنند؟ سلام امام رضاي دل پر دردم از بابت مهموني محشري كه منو هم دعوت كرده بودي ممنونم.نميدونم چرا هروقت ميام پيشت مطمئن هستم كه تو حاجت منو ميدي.اونجاس كه ازت ميخوام برام دعا كني كه صبورباشم. اين روزا كتابي ميخوندم به نام ملاقات با امام زمان(عج) نوشته ي اقاي سيد حسن ابطحي.خيلي دوست دارم بدونم ايشون در قيد حيات هستند يا خير.تو اين كتاب خيلي از مسجد صاحب الزمان مشهد واقع در ميدان صاحب الزمان گفته شده.مشهديا حتمي يه سر بزنن.يادي هم از اين مجنون بكنند كتاب فوق العاده اي هس.از خودم خيلي رنجيدم.چقدر از صاحب و مولاي حاضرمون دوريم.در حاليكه هرموقع بهشون استغاثه كردم به فرياد من ناسپاس رسيدن و من ......... تنها چند كار كوچيكي كه ميتونيم انجام بديم اين سه مورد هست كه خودشون تو يه ملاقات يا يه سيدي اينو تاكيد كردن: ۱-نماز شب۲-زيارت عاشوراو۳-زيارت جامعه اولي شايد نيم ساعت طول بكشه ودومي سومي هم با هم نيم ساعت نميشه يعني ماها نميتونيم فقط يك ساعت از شبانه روزمونو به اربابمون اختصاص بديم ؟
تو كنج خلوت دلم عشق شما خونه داره كبوتر دل منم تو حرمت لونه داره همه آرامش دلم اون گنبد طلاتونه حسرت اين دل غريب بال كبوتراتونه امام رضاي خوبيها ضامن آهو ميشدي درد همه غريبا رو دوا و درمون ميشدي اون گنبد طلاتون و اب سقاخونه تنها بهونه ي اين دل ديوونه وقي ميام توي حرم عشق شما غوغا ميكنه درون اين قلب و دلم آتيشي به پا ميكنه كاش بدوني زير بارون تو حرمت داد كشيدم امام رضا ادركني و به طرفت پر كشيدم كاش بدوني فاصله ها همه درد اين دل منه تنها اشاره ي شما مرهم زخماي منه ميدونم يه روز از همين روزا به اين دلم جواب ميدي ميدونم عاقبت شما عاشقيمو به همه نشون ميدي ازت ميخوام تا جون دارم بذار مجنون بمونم مثل ليلي ها نباش نذار تنها بمونم ازت ميخوام براي من همه كسم باشي همه دردم .دوام .حاجتم باشي امام رضا دوست دارم ديوونتم بخدا قسم مجنون تر از هر مجنونتم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 11:2  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام به آقای مهربونی که دلهای زیادی رو برده
سلام به افتخار ایرانی ها سلام به شاه خراسان امام رضا؟تنها کسی که حالمو فهمید شما بودین.نمی دونم چی بنویسم چون همه حرفامو از دیروز تا حالا بهت گفتم دستت طلا امام رضا که مرهم زخمم شدی و منو باز طلبیدی آقا؟میدونم که حاجتمو میدی ولی دعا کن صبور باشم تا از تو جواب بگیرم .دارم میام زیارت از باب الرضا میام داخل
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 9:25  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام آقای مهربونم.دارم میام پیشت.قربونت برم.دلم اندازه ی یکسال واست حرف داره.هرچند که : گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
گفتمش نقاش را، نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش ، چون می کشی تصویر مردان خدا تک درختی در بیابان ، یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن عکس یک خنجرزپشت سر، پی مولا کشید
گفتمش راهی بکش کآن ره ، رساند مقصدم راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید
گفتمش بر روی کاغذ ، عشق را تصویر کن در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم گریه کرد آهی کشید وزینب کبری(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) گفت این یک را بباید ، خالق یکتا کشید
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 9:47  توسط مجنون ترین مجنون
|
حاجت مرهم ندارد زخمی احساس
درد بی درمان زینب دوری عباس سلام امام رضای من .میدونم که میدونی دلم برات تنگ شده. همه حرفام همه شعرام شده تکرار گذشته کاش میگفتی توی اون خواب بین ما دوچی گذشته دیشب تو مراسم چشام دنبال اسم خوشگلت میگشت . ای که با اسم قشنگت دیگه جای گله ای نیست از رو گنبد طلاییت دیگه جای گله ای نیست وقتی از حضرت عباس میگفتند دلم به حال مریم کباب میشد .چجوری تو این مراسما طاقت میاره .مریم نازم برات دعا کردم که انشاالله به زودی حضرت عباس (س)بهت سر بزنن. امام رضا!مولای من خودت میدونی سال قبل چقدر پرامید بودم که آهای فرشته میاد محرمی که هرشب تو حرم عزاداری کنی.میاد عاشورایی که تو. برای ادای نذرت به عزاداران حسین زهرا (س)غذا بدی.اما امسال چی؟اگه بگم با این همه اتفاق بازم این دل دیوونه ی من هنوز مثل پارسال پرامیده باورت میشه؟واسه من انگار هیچ اتفاقی نیفتاده .هیچ تغییری تو حسم ایجاد نشده.مثل قبل پرامید و ایمانم که تو منو مجاور خودت کنی..آره آقا اگه این فکرو هم نکنم که میمیرم. دیشب با هرصدای یا حسینی دلم تا سقاخونت پرواز میکرد.تو همه ی بهونه ی منی.آقاجون هیچ کس هیچ کس به علی قسم هیچ کس منو نفهمید.هیچ کس ازت میخوام عشقمو باور کنی.میخوام باور کنی به خاطر تو به خاطر خوابت من به همه ی زندگیم پشت کردم .کاش حداقل با این حرفت مرهم زخم دل تیکه تیکه شدم باشی.آقا من به عشقم پایبندم.تو کمکم کن دستامو بگیر. ۱۸ که بیاد میشه ۲۲ماه که از اون خواب میگذره.اما من هنوز منتظرم تو تعبیرش کنی.مطمئنم تو منو رضا میکنی.همه میگن حتما قسمت نبوده اما نه قسمت من همینه که توی خواب دیدم. آقا قسم خوردم دیگه با احدی از این مردم کوته فکر درد دل نکنم.هرچی بشه به تو میگم . دیروز تولدم بود اما ختی یه نفر هم تولدمو تبریک نگفت!!! نمیدونی چقدر عصری دلم بهونتو گرفته بود.حال و هوای کویر شده بود عین حال و هوای سحرای حرم .آخ چی بگم از دلم.از شبام از روزام.از تک تک ثانیه هام؟ به علی قسم هیچ کلمه ای برای بیان احساساتم منو ارضا نمیکنه.آقا من خیلی تنهام .خیلی تنها .تنهاتر از همیشه.دور از تو با خیال تو .... فقط ازت میخوام خوابمو تعبیر کنی.ازت میخوام منو مجاور خودت کنی.دلت میاد با من اینجوری باشی؟ دلت میاد کبوترات تو حرمت پر نزنن به سایبون دستای مهربونت سر نزنن ارباب خوبی ها میدونم که یه روز از همین روزا خدا به صبر منم جواب میده .تو منو رها نکن.تنهام نذار. اگه منو رها کنی کسی برام نمیمونه همه درا بسته به روم غیر در همین خونه
آقای مهربونیا دوست دارم تا عرش کبریا
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 10:12  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام اقای مهربونم جمعه که بیاد میشه تولد این فرشته ی مجنونت .یادته سال پیش درست شب وقت نماز که شد بهم کادوی تولدمو دادی .مامان یه خواب دیده بود و باید هر جوری شده سال تحویل پیش تو باشه.آقا جونم امسال دلی واسه مجنونت نمونده .منو شکستند .خردم کردن .ازت میخوام اگه قراره بهم کادویی بدی کادوت فقط این باشه که به اونا بفهمونی و ثابت کنی عشق من ناب و پاکه .من فرشته مجنون امام رضام نه مثل هرکی که اسمش فرشته هست .آقا جون کمکم کن و اجازه بده واسه تسلی دلم هم که شده من ۱۸ بهمن پیش تو باشم . تنها امید زندگیم امیدمو ناامید نکن دستای خسته ی منو تو خالی و تهی رها نکن
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 10:1  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|