تبليغاتX

ضامن آهوی غریب نذار دیوونه تر بشم ...تو رو خودت قسم بذار منم مجاورت باشم

\ مجنون امام رضا
سلام امام رضای مهربونم

کاش بدونی چقدر دلم دیوونته.کاش دیده باشی چشام چجوری بهونه ی گنبد طلاتو میگیره.کاش باور کنی مجنونت چقدر دل تنگته .آقا جون؟سحر که میشه دلم با کبوترات تو صحن انقلاب پر میزنه.حرفامو باور می کنی؟

آقا جواد بعضی وقتا میگه : "نمی دونم چجوری بگم اما بفهم چی می گم "!!!!!!!!

الان من درست همین حس رو دارم.دلم میخواد با همین چند کلمه ی شکسته و ساده باور کنی این فرشته بدون تو خیلی غریبه .دلم میخواد باور کنی اینجا هنوزم به شوق تو زندگی می کنم.دوست ندارم کاری کنم که تو برنجی .دوست دارم همونی بشم که تو میخوای .دلم میخواد ازت چیزای خوبی بخوام اما ... همه ی چیزای خوب زندگیم به عشق تو ختم میشه .

بهارم ازت ممنونم که بهار رو به قلب یخی من هدیه دادی .ازت ممنونم که کسی چون آقا جواد رو واسه شراکت زندگیم از خدا خواستی .

میدونی ؟با آقا جواد خیلی راحتم .قبل این که زن و شوهر باشیم با هم یه دوست واقعی هستیم .ایشون آروم جون منه .حرفاش مرهم زخمای قلب و دل منه .نیگاش همه ی دنیام .خنده اش بهم زندگی میده  و غمش مرگ تدریجی منه .

یا امام رضا؟ من و آقایی بی صبرانه منتظر دیدن گنبد طلات از خیابان امام رضا(ع) هستیم .آخ که چقدر دلم میخواد از میدان قدس گنبدت رو ببینم و از باب الرضا یا باب الجواد وارد صحن رضوی بشیم .بیاییم تو صحن انقلابت و پشت پنجره فولادت دستامونو تو مشبکای پنجرت حلقه کنیم و داد بزنیم ممنونیم امام رضا ...

حالا که می نویسم دلم به حال کبوترات حسودیش میشه .من ازت خیلی دورم اما دلم میخواد منو مجاور واقعی کنی .

دلم میخواد حالا که من نتونستم تو مشهدت زندگی کنم تو بیای تو قلب و دل من تو زندگیم با من همسایه بشی .میای مگه نه ؟بخدا منتظرتم ...

دل من عاشق میمونه دائم از شما میخونه

منو میشناسی آقا جون من همونم اون دیوونه

اونی که تنهای تنها دائم از شما میخونه

اونی که واسه یه بارم هنوز آقاشو ندیده

تموم مردم دنیا مارو میخونن دیوونه

آره ما دیوونه هستیم بی خیال این زمونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 20:19  توسط مجنون ترین مجنون   | 

سلام آقا جون

باز ماه رمضان با سحرای دلفریبش اومد .دلم بدجور تو سحرا واست پرپر میزنه .

 سحرا این شعر زمزمه ی لبای تشنه به آب سقاخونته:

سحرای حرم تو هیچ جای عالم نداره

پیش گنبد طلائیت حتی کعبه کم میاره

دلم از تو جون گرفته از تو آب و دون گرفته

من و بی تو زنده موندن خدا اون روزو نیاره

آخ که این انتظار خیلی زیباست .بعد این ماه مبارک چشای منم گنبد آقامو میبینه

یعنی امیدوارم که ببینه .من و آقاجواد رو این سفر خیلی برنامه ریزی کردیم اما میدونم که تا تو نخوای حتمی نمیشه .

آقا جون دیشب وقتی بغض و اشک آقا جواد رو دیدم وقتی حرفاشو راجع به امام حسین (ع)و نوکریش شنیدم وقتی بهم گفت چجوری رفته کربلا ...دلم لرزید .یعنی من لیاقتشو دارم ؟

از خدا میخوام واقعا منو فرشته کنه چون فقط یه فرشته لایق همسری نوکر با اخلاص امام حسینه (ع).

آقا جون بیشتر از همیشه به دعات نیاز دارم .کمکم کن و تنهام نذار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 11:44  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام امام رضای مهربونم

۲روز پیش اولین ماهگرد عقدمون بود .خاله مرجان وقتی شنید جیغی زدوگفت:میبینی فرشته؟چشم روهم بذاری مثل همیشه داری جیغ میزنی و بچتو ناز میکنی !!!!!!!!

گذر زمان رو نمیشه انکار کرد .

به ۱ماه قبل فکر میکنم .درسته مسئولیتم بیشتر شده اما آرامشی عجیب به من حاکم شده.

از اینکه یکی همدرد من هست و منو کامل درک میکنه خیلی خوشحالم .خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ورتبه شکرت

دلم میخواد بیام پیشت تا ببینی چقدر آروم شدم .اما به قول آقا جواد وقتی ببینمت دیگه هیچ کسو نمیشناسم .آقا؟

باور کن هرچی سختی کشیدم واسه شما بوده و هست .الهی فرشته قربون مهربونیت .آقا جونم؟

دوستت دارم بخدا دیوونتم.

هفته ی قبل موقع دلتنگیت آقایی یه حرفی زد که آتیش گرفتم .

بهش گفتم آخه شما نمیدونی چقدر منو مسخره کردن .منو شکستن.بهم گفت :خانومی مگه واسه امام رضا نبوده؟بذار روز محشر شما هم چیزی داشته باشی که به امام رضا بگی.بهش بگو من همونم که واسه شما مسخره شدم .واسه شما شکستم !!!!!!!!

دیگه حرفی نمونده بود که بگم .آره من هرچی سختی کشیدم و میکشم واسه شما و عشق شماست .امیدوارم شما قبول داشته باشی .

نمی دونم با چه کلمه ای اوج تشکرو عشقمو بیان کنم .اما بدون همه ی زندگیمو از شما دارم .

آقای مهربونم بازم ممنون.

همیشه دل دیوونه ی من دلتنگ شماست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 9:55  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام امام رضای مهربونم

کاش بدونی چقدر دلتنگتم .دلم به روزای بعد ماه رمضون خوشه.یعنی ما رو می طلبی یا باز میزاری تو خماری؟

دلم میخواد اوج عشقمو تو همین نوشته ها تصویر کنم اما نمی تونم ....آخه احساس من کجا و واژه ها کجا

الان با آقایی از زیارت شاهزاده فاضل برمیگردیم .اونجا زیارت عاشورا خوندیم ومنم زیارت شما رو خوندم .

پس کی میاد اون ۴شنبه ای که منم تو حرمت زیارت شما رو بخونم ؟

آقا به این انتظار کشنده پایانی طولانی بده .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 20:7  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام گل بهارم.امام رضا؟

دلم میخواد بهت بگم هیچ کی جز خودت و خدا نمی تونه به من بگه که لیاقت عشقتو دارم یا نه .

میدونم که خوب حساب کسی که به دستت سپردمو رسیدی .دستت طلا !!!!!!!!

اما منم ازش نمی گذرم .من تو اون دنیا حتمی حقشو کف دو تا دستاش میذارم .

دل من به این خوشه که تو رو دارم و کسی نمی تونه اینو ازم بگیره .

میدونم که دلتنگی منو تو این نوشته ها میخونی .آقا جون به قول آقا جواد ما دو به همین دلتنگی ها دلخوشیم وگرنه چیزی نداریم که به اون ببالیم .

عشق تو گوهره و تو هر دلی جا نمیشه

هر دلی خاطر خواه عزیز زهرا نمیشه

تو خودت لیاقت دیوونگی به من دادی

آره هیچ جا عاقل دیوونه پیدا نمیشه

امام رضا؟بی صبرانه منتظر روزهای بعد از ماه رمضان هستم تا دوباره چشام با نور گنبد طلات جلا بگیره .

قربونت برم که هر دعایی در حقم کردی خیر و صلاحمو میخواستی .درسته که دیر فهمیدم اما بالاخره فهمیدم !

چی بگم ؟که فقط میتونم بگم مرسی آقا جون .تو بهترین ارباب دنیایی .مرسی گل همیشه بهارم .

بازم از بابت همسری آقا جواد هم از شما هم از خدا هم از امام حسین(ع) تشکر می کنم.

دعا کن  من و آقا جواد الگوی خوشبختی و ایمان و عشق باشیم (واسه همیشه)

دوستت دارم حتی بیشتر از عرش کبریایی!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 11:19  توسط مجنون ترین مجنون   | 

آقا جون سلام

احمد امروز میاد خونه و سارا ۴شنبه میاد پیشت .نمی دونم کی منو میطلبی اما بدون دلم همیشه هواتو داره .

شاید به زودی برم قم و جمکران .دلم میخواد آقای بهجت رو ببینم .

فردا ۶شهریور روز تولد شناسنا مه ای منه و روز تولد قمری آقا جواد و شب نیمه شعبان !!!!!!!!

نمیدونم به چه زبونی و با چه واژه ای و با کدوم عملی شکر داشتن چنین نعمت بزرگ و باارزش و نادر رو بجا بیارم .

همسری نوکر امام حسین(ع) و هم اسم با گل گلخونه ی شما و متولد شب نیمه شعبان !!!!!!!!

چی بگم که از خوشحالی اشکام  رو گونه هام جاریه .آقا جون باور کردنش مشکله که هنوز پسری از جنس آقا جواد وجود داشته باشه.همیشه تو خیالم نسل آدمایی با چنین آرمانهایی از بین رفته بود .

آقا جواد از سر من خیلی زیاده .خیلی زیاد

وقتی تو مراسم دعای ندبه پادوئیشو نیگاه میکردم .وقتی بیقراری هاشو واسه کربلا .امام حسین (ع) و حضرت عباس(ع) میبینم .وقتی جنونشو تو چشماش میریزه و تو قنوت نماز شبش بارون اشکاش میریزه به خودم میبالم من یه فرشته ی خوشبخت زمینی ام .

خدایا دستت طلا و ممنون از این همه نعمتی که به من ارزانی داشتی .

امام رضای مهربونم عیدتون مبارک .دوست دارم عیدی نیمه شعبان یه دعا واسه من و آقا جواد باشه .

اول خوشبختی هردومون و بعد دعا کنین من فرشته ی خوبی واسه بزرگترین سرمایه ی زندگیم باشم .

دوستت دارم بیشتر از همه ی لحظه های جنونم

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 11:17  توسط مجنون ترین مجنون   | 
امام رضای مهربونم سلام

چقدر این روزا دلم هواتو کرده .

احمد صبح زود راهی مشهدالرضات شد و سارا روز عید میاد پیشت .پس من چی؟

نمی خوای منو بطلبی؟

بی صبرانه منتظر یه نیم نیگاتم آقا جون

 

پروبال کفترات سایبون دل منه

از ازل مهر رضا در آب و در گل منه

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:20  توسط مجنون ترین مجنون   |