تبليغاتX

ضامن آهوی غریب نذار دیوونه تر بشم ...تو رو خودت قسم بذار منم مجاورت باشم

\ مجنون امام رضا
سلام امام رضای مهربونم

آقاااااااااااااااااااااااااااااااااا؟مرسی که ما رو طلبیدی .روز اول که اصلا باورم نمیشد تا ۳شنبه که پای منبر آقای انصاریان نشستیم . ایشون از عدل می گفت .

گفت :خدا عادله . همه چی رو سر جاش گذاشته در غیر اینصورت دنیا بهم میریخت .حتی گفت اگه ما الان اینجاییم دلیلش اینه که اگه جای دیگه بودیم دنیا بهم میریخت .

دلم میخواد همین آرامش عجیبی که بهم دادی تا یزد در واقع تا وقتی که دوباره بیام با من همراه باشه .

امام رضا ؟نمی دونم از خوشحالی و خوشبختی چی بگم .آخ آقا به خودت قسم دلم میخواد مثل الان که راضی به رضای خدام تو لحظه های دوریت باز قاط نزنم و حرفای بی ربط نگم .

امروز ۴شنبه هست و ما هر ۴شنبه تو یزد به نیابت زیارتت به پابوسی شاهزاده فاضل میرفتیم و این هفته (هفته ی نهم عقدمون) ما تو مشهدالرضاتیم و ۴شنبه ی دیگه باز زیارت شاهزاده فاضل

دلم میخواد بدونی اگه مثل همیشه توهمین روزای اول از روز رفتنم گریه نکردم دلیل کم شدن عشقم نیست تنها دلیلش رضایت شماست .

آقا ممنون که ما رو تو حریمت راه دادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:22  توسط مجنون ترین مجنون   | 

سلام امام رضا !

دلم خیلی برات تنگ شده.تو رو خدا منو هرچه زودتر بطلب .آقا جون نکنه باز واسه زیارتت عذابم بدی و سفرمو کنسل کنی ؟

تو رو خدا دیگه خسته شدم .خیلی خسته .دلم میخواد از انتهای خیابان امام رضا که گنبدتو میبینم بال در بیارم و زود بهت برسم .میبینی؟هنوزم مثل اون روزا دیوونه هستم .وقتی ازت دورم جز تحمل کاری ازم برنمیاد اما وقتی فقط چند متر ازت فاصله دارم میمیرم و زنده میشم .

 

دلم میخواد دیدن دوبارتو تصور کنم اما بخدا اشک امونم نمیده .

همیشه وقتی میومدم پیشت فکر می کردم یه روز منو مجاور میکنی اما حالا میدونم که هرگز مجاورت نمیشم .همین طاقتمو از بین برده .همینه که منو از پا در آورده .آقا به جون خودم نمی تونم صحنه ای که بعد از ۷ماه دوباره می بینت رو تصور کنم منو ذره ذره میکشه .

آقا جون به جون جوادت این دیوونه ی زنجیریت رو بطلب .به قرآن اگه نطلبیم  دق میکنما .

آقا بیا با من مهربون تر از همیشه باش .اینقدر ناز نکن بخدا خسته شدم .چرا منو از خودت میرونی ؟چرا گل نازم ؟تو که دیوونه مثل من زیاد داری .نباید از حرفام دلگیر بشی.تو که اونقدر بزرگی که کبوترا تو حرمت لونه میکنن دلت میاد به تن خسته و قلب زخمی من جا ندی؟

میدونم وقتی که ببینمت از گریه از بغض تو همون صحن جامع پرپر میزنم .آقا ؟

یعنی من دوباره میبینمت ؟نمی تونم تصور کنم .نمی تونم .آقا ؟به خداوندی خدای احد و واحد تنها بهونه ی نفسای منی .نذار دل شکسته باشم .بهم نیرو بده تا زندگی کنم .

این دلتنگیت بلای جون منه .آخه قربونت برم چرا با من این کارا رو میکنی ؟اصلا چرا من ؟چرا فرشته ای که واست میمیره ؟چرا از من امتحان به این سختی گرفتی ؟به قرآن هنوز کمرم راست نشده .دلم فقط به روز قیامت خوشه که حساب نامردا رو میذاری کف دستاشون .اما راستش به اینم شک دارم آخه تو خیلی مهربونی به ظالم ها هم لطف می کنی .اون وقت من میمونم و یه عالمه چراهای بی جواب

گلایه رو ولش ...آقا تو رو خدا منو بطلب .نذار دیوونه تر بشم .نذار از دلتنگیت بمیرم .تو رو خدا التماست می کنم .بهارم؟گلم؟قشنگم؟تو رو خدا آقا ...............دستای خستمو بگیر

فاصله های بین ما تموم غصه ی دلم

امام رضای مهربون تویی بهونه ی دلم

تنها دلیل نفسام آتیش به جونم میزنه

هرجا که اسم تو میاد دلم تو صحنت می پره

کنار اون سقاخونت یا پای نقاره خونت

سگ حریمت میشم و پاسبون در خونت

تنها دلیل بودنم کاش بدونی دیوونتم

کاش میدونستی آقا جون دربه در و حیرونتم

بگو تو از شبای من از لحظه های بی کسیم

بگو اصلا خبر داری از لحظه ی دلواپسیم ؟

خیال شهر خوشگلت کنار گنبد طلات

عشق تموم لحظه هام بال تموم کفترات

قربون اسم ناز تو فدای اون نگاه تو

این مجنونت یا عاشقت بیمار و مبتلای تو

کاش یه نظر به من کنی ضامن آهوی غریب

تنها تویی پناه این دل شکسته و غریب

کاشکی بیاد روزی که من فدای اون چشات بشم

کاش میومد اون روزی که منم مجاورت بشم

همیشه آرزوی من کنار تو نشستنه

جلوی ایون طلات قنوتمو شکستنه

یعنی میاد یه روز که من تا ابد پیشت باشم

مجنونت یا مجاورت هرچی بگی همون میشم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 9:36  توسط مجنون ترین مجنون   | 
 

سلام امام رضای مهربونم .

 شبای قدر ماه رمضان  امسال هم رسید .یادمه سال قبل پربودم از آرزوی مجاور شدنت .امسال هم همینه.اما میخوام یه مجاور واقعی باشم نه ظاهری .کمکم کن غریب نواز مهربون

این چند سطر دعای گل یاس شکسته ی  اهل بیته که از یه کتاب پیدا کردم .الهی من قربونت برم که حتی اون کتاب هم تو ایام میلاد پرنور تو تموم شده!!!!!!!!

کاش با تمام وجود همه اینجوری دعا کنیم :

خدایا به آنچه دا ده ای قانعم گردان و عیب هایم را بپوشان و مرا تا زنده ام (از تمام خطرها )عافیت کرامت فرما وتمام کمبودهایم را جبران نما و هنگام مردن مرا مورد رحمت خویش قرار ده .

بارالها مرا بر آنچه برایم مقدر ساخته ای به رنج مینداز (سعی و تلاش بیهوده و بی فایده نداشته باشم)و آنچه را هم برایم مقدر کرده ای سهل و آسان گردان .

پروردگارا !پدر . مادر و هر که به من حقی دارد به بهترین وجه پاداش کرامت فرما.

خداوندا!مرا تنها در آنچه به جهت آن مرا خلق کرده ای مشغول نما و در آنچه متکفل آن شده ای مرا سرگرم ساز.

پروردگارا نفسم را در مقابل خودم ذلیل قرار ده (همیشه خودم را کوچک ببینم و گرفتار عجب و غرور و... نشوم)و خودت را در نفس من بزرگ قرار ده (که همیشه در وجودم عظمت تو را بیابم )و طاعت (و بندگی خودت)و رعایت آنچه تو دوست داری و دوری نمودن از آنچه تو نمی پسندی را به من الهام کن 

ای مهربانترین مهربانان

التماس دعای مخصوص :مجنون امام رضا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:38  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام امام رضایی که دل من براش یه ریزه شده و چشام همیشه بهونشو میگیره .

آقا جونم بخدا دلم خیلی برات تنگه .

یعنی میشه فاصله ی چشم من و گنبد تو به یک کبوتر برسه ؟

یعنی میشه این دل دیوونه ی من به آرزوهاش برسه ؟

دیشب دلم خیلی برات پر میزد .رفتیم شاهزاده فاضل اما...

دل من با دستای خسته پشت درای بسته ی امامزاده با اون شیشه های رنگیش پر از تمناوخواستنت شد .

کاش میدونستی واسه من چی هستی .آقا به امیرالمومنین بدون تو زندگیم پوچ و بی معناست .یه ثانیه درد دوری و عشقتو با تمام خوشی های زندگی عوض نمی کنم .

همه ی خوشی زندگیم عشق شماست بخدا فقط به خاطر تو دارم زندگی می کنم .

آقا جون کمکمون کن هر دومون هرروز عاشق تر از روز قبل بشیم دو عاشق واقعی

هر دو بی صبرانه منتظر یه گوشه نظرتیم تا ما رو بطلبی و من مجنون عقده های دلمو پیش چشمات وا کنم .دلم بدجور خرابته

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 9:47  توسط مجنون ترین مجنون   |