تبليغاتX

ضامن آهوی غریب نذار دیوونه تر بشم ...تو رو خودت قسم بذار منم مجاورت باشم

\ مجنون امام رضا
خدا خواست تا امتحانم کند

به اندوه تو نصفه جانم کند

من اما در این امتحان رد شدم

همه خوب بودند و من بد شدم

ارباب مهربونم سلام

مثل همیشه دلم برات تنگه .به اندازه ی تموم لحظه های دلتنگی عمرم این چند وقت دل تنگت بودم .

وقتی تو بلاگ پست جدیدی میذارم انگاری اون روز شما نگام کردین .این چند وقته که امتحانات شروع شده فشار درسا خیلی آزارم میده .حتی لحظه های فکر کردن به خودم و زندگیم هم کم شده .

واسم دعا کن امتحانات یه خوبی تموم بشه و من و آقا جواد مثل تموم جوونای دیگه زندگی مشترکمونو شروع کنیم .

آقا ؟اعتراف می کنم که خیلی داغونم .دل تنگی شما هوای غربت دلمو بدجور ابری کرده.

راستی یه خبر خوب !!!!!!!!از این به بعد خانوما هم میتونن قبرستان بقیع رو زیارت کنن .اگه یه روز خدا این توفیق رو به من داد اولین زیارتم رو به شما هدیه میدم .

دلم برات خیلی تنگه .این روزا که کویر خیلی داغ و تشنه هست دل من تشنه ی زیارت شماست .آقا جان ؟کاش با این چند کلمه ی حقیر اوج دل تنگیمو بفهمی.جان جوادت ما رو تنها نذار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:43  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام آقا جان

ممنون بی نهایت ممنون

یکی دیگه از عاشقات به بزرگترین آرزوش رسید خوشحالم الهی شکر

 با اجازه آقا یاسر گل این شعر زیبا و پرمعنی رو تو این پست میذارم

به مناسبت 10 خرداد سالروز شهادت معلم شهید عبدالناصر کشاورزیان

شرمنده تونیم شهدا"، قافیه شد تو شعر ما
ردیف شعرمون همش" "چی‌کار کردیم بعد شما؟!"
هرچی شما خاکی بودین، ساده و افلاکی بودین
دادیم شمارو بِکِشَن، با قُپِّه‌ها، درجه‌ها
کوچیک بودیم، حقیر بودیم، دادیم بزرگتون کنن
عکساتونو چاپ بزنن، رو پسترا و بنرا
این چاه اگه آبم داره، واسه‌ی ما خوب نون داره
چوب حراجتون زدیم، تو میدونا، خیابونا
آی خونه‌دار و بچه‌دار، زنبیل و بردار و بیار
پلاک و استخوان داریم، تحفه‌ی راه کربلا
پلاک و استخوان داریم، یک عالمه جوون داریم
شهری تو آسمون داریم، پاشین بیاین دُکّونِ ما
گردنمون که کج میشه، غرورمون فلج میشه
کی می‌دونه راست یا دروغ؟ شرمنده تونیم شهدا
گاهی یک‌سال آزگار، سراغتون نمی‌آییم
گاهی می‌گیم مارش بزنن، با تاج گل می‌یایم ادا
چندوقت یکبار لباستون، تو تنمون زار می‌زنه
وبال چفیتون می‌شیم، همایشا، نمایشا
جنگل مولایی شده، شهرمون از دوز و دغل
هرکی به فکر خودشه، سواره‌ها، پیاده‌ها
چی‌کار کردیم بعد شما؟، به عقل جِنَّم نمي[آ]مد!
سکه زدیم به نامتون، اما تو بازار رِبا
خلوص نیت نداریم، ما حاج همت نداریم
همش داریم بیرون می‌دیم، فوق لیسانس و دکترا
دکترامو می‌گن شما، بچه‌رو دِپرس می‌کنید
دادیم که حذفتون کنن، از قصه‌ها، سانسورچیا
بچه‌هامون بچه‌هاتون، بنگی شدن، رنگی شدن
رومی شدن زنگی شدن، شرمنده‌ایم رومون سیا
من چی‌بگم آخر شعر، جون و دلم آتیش گرفت
شهید کشی بسه دیگه، جون امام وشهدا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 19:53  توسط مجنون ترین مجنون   |