|
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است سلام آقا جانم.دیروز تولد گل گلخونتون بود و من از راه دور پشت خطوط تلفن به شما سلام دادم . از وقتی مریمو مشهدی کردی دلم یه حال عجیبی داره خوشحال از اینکه ماری اومده پیشت و دلتنگ چون من اینجام و . . . . . . . . پس فردا تولد امیرالمومنینه .آغاز ۳رئز اعتکاف .خوش به حال اونایی که تو مسجد گوهرشادت معتکف میشن .خوش به حال ماری و خانوادش که تو چنین ایمی اونا رو طلبیدی . آقا جون؟حرفام خیلی زیاد بود اما نمی دونم چی میشه وقتی این صفحه میاد دلم آرومتر میشه .الان فکر می کنم که غصه ای جز دوری و دلتنگی شما ندارم . ازتون میخوام به همین ماه و روزای عزیز خدا دعامون کنید تا ما م عاقبت به خیر بشیم .دعا کنید تا اونقدر خوشبخت باشیم که همه خوشبختی رو از زندگی ما الگو بگیرند.ازتون خواهش میکنم که کارو تنها نذارید و فراموشمون نکنید . عشق تو گوهره و تو هر دلی جا نمیشه هر دلی خاطرخواه عزیز زهرا نمیشه تو خودت لیاقت دیوونگی به من دادی آره هیچ جا عاقل دیوونه پیدا نمیشه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8:2  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام آقا جان
دلم مثل همیشه . . . آقا یاسر از شهرت چند تا پیام داد که دلمو دربه در کرد.آقا ؟میشه ازت یه خواهش کنم ؟حالا که نخواستی من مجاورت بشم لااقل اجازه بده تو صحن و سرات جون بدم . دوست دارم که جون بدم توی صحن انقلاب می خوام آخرین نفس باشه مال کبوترات آقا جانم؟این روزا درگیر تدارکات ازدواجیم و خیلی هم داغون .آخه تا حالا به این حد نامردی مردم دنیا رو هیچ یک از ما لمس نکرده بود . چه میشه کرد ؟آقا جان دیروز که محبوب واسه زیارت کربلا خداحافظی میکرد اشک آقا جوادم سرازیر شد دلم میخواد واسه ماه عسل بریم کربلا یعنی میشه؟دلم میخواد بعد از این همه خستگی روحی و جسمی باز هر دوتا روحمونو با زیارت امام حسین(ع) جلا بدیم .از خدا بخواه از امام حسین (ع) بخواه که مارو کربلایی کنه آقا حرف واسه گفتن زیاده اما مجالی واسه بیان همه حرفا نیست فقط مارو از یاد نبری . خیلی دلم برات تنگه .همیشه دلم برات تنگه .ازت میخوام که منو تنها نذاری .دعامون کن که خیلی محتاجیم
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 8:16  توسط مجنون ترین مجنون
|
آقا؟سلام
با جشای خیس با یه بغض قدیمی و یه دل خون خون برات مینویسم .کجایی آقا ؟باز تابستون شد و همه راهی مشهدت و من ........ امروز دایی کوچولوم از مشهدت اومد و یاسر و مامانش راهی سفر عاشقی میشن و من ........ آقا جونم عزیز دلم این دل دیوونه بدجور داغونه .خیلی باهات حرف دارم .کاش بهت نزدیک بودم .عزیزم همین که اسم قشنگت به گوشام میرسه اشکام جاری میشه .نمیدونم چی بگم از این همه دلتنگی یا امام رضا بدجور بهت نیاز دارم .خودت از دلم خبرداری . آقا ؟فکر این همه نامردی منو از پا در میاره .از خدا واسم صبربخواه.آقا؟زندگی تو این دوره زمونه به اون شکلی که من میخوام واقعا سخته.همه مسخره می کنن همه تنهامون میذارن .تنهایی باید ........ این روزا که بغض هرروز به ما سر میزنه تنها امیدمون به خداست .هرجا ازپشت خنجر خوردیم یادمون افتاد واسه چی ازدواج کردیم و با چه معیاری همدیگرو انتخاب کردیم .آقا من از این زندگی جز آرامش روح و جسمم چیزی نمی خوام .نه خونه ی مجللی نه ماشین مدل بالایی نه ظاهر آنچنانی نه هیچ چیزی جز عشق تو وایمان به خدا .آقا بخدا اینا شعار نیست .باور می کنی؟ ای کاش تو حرفامو باور کنی .دلم خیلی گرفته همش مثل بچه ای که دوستاش بازیش نمیدن چشام اشکی و صدام خسته ست .اما این بازی نیست یه واقعیت خیلی تلخه. ما می خواهیم علی وار و فاطمه وار زندگی کنیم اما نمیذارن .آقا ؟تو رو خدا جون جوادت دعامون کن . دلم داره میمیره مگه من چقدر می تونم سکوت کنم و لبخند دروغی بزنم .تا کی میتونم تظاهر به آروم بودن کنم؟از همه چی بگذریم من یه لحظه طاقت دیدن غم آقا جوادمو ندارم .داغون میشم وقتی بابغض حرف میزنه .آقا ؟نمیشه کاری کنی هر چی غم باشه مال من بشه؟ آخ ........منو ببخش جایی دیگه واسه درد دل نداشتم .قربونت برم که همه بهانم تویی .دورت بگردم فدات بشم الهی .میدونم که عاشقات زیادن اگه قابل بدونی این عاشقتو هم دریاب که خیلی داغونه منو میبخشی که اینقدر حرف زدم .مگه نه؟آره تو همیشه منو بخشیدی همیشه نیگام کردی .آقا ؟به هرکی میگم دعا کنه میگه مجنون امام رضا که دعا نداره هرچی میخوای از اون بخواه .حالا من همه حرف دلمو زدم .منتظر جواب و کرمتم .من روسیاه رو ناامید نکن
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:4  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|