|
آقا جان سلام .مثل خیلی از روزای زندگیم امروزم دلم هواتو کرده روز جمعه وقتی پیام سمانه و جواد رو خوندم که باهم اومدن زیارت از حسرت و دلتنگی زندگیم می سوخت .چقدر دلم برات تنگه.دلم برای صدای قشنگ نقاره خونت پرمیزنه.واسه غروب حرم قشنگ و ماهت.برای حال و هوای زائرات.
دلم واسه بوی مشهدت تنگ شده.حتی واسه آشغالای خیابونات این دل تنگه .دلم واسه کبوترای حرمت آخ . . . . . . . . واسه آسمون گنبدت واسه پنجره فولادت واسه پله های آرامگاه شیخ حرعاملی که وقتی میای بالا گنبدت مثل خورشید طلوع میکنه خیلی تنگه . دلم. . . . . . . . دلم. . . . . . . . بخدا دلم برات تنگ شده .سال قبل مارو طلبیدی اما امسال ماه رمضان تموم شد و شما . . . . . . . .همسفرای پارسال الان تو حرمن و ما . . . . . . . . حتی دلم واسه ترمینالت هم تنگ شده .از اونجا گنبد قشنگت پیداست .لحظه های آخرین نگاه به گنبد . آقا؟چقدر این دل باهات حرف داره اما مهلتی نیست. الان که مینویسم بغض این گلوی منو خفه کرده.تا کی باید بنویسم :دلم برات تنگ شده؟ای کاش منو به آرزوم برسونی.یعنی روزی میاد که این فرشته ی مجنون مجاورت بشه ؟خدایا تنها آرزوم همینه که مجاور آقا امام رضام بشم . آقای خوبم کاش کلمه ی دیگه ای بلد بودم تا بهت اوج دلتنگی و غصه دوریتو میفهموندم .واژه ها اونقدر محدود و ناچیزن که حتی یه ریزه از دلتنگی من تو اونا جانمیشه . روزا از پی هم میگذره .خیلی چیزا تو زندگی مشترک رنگ و بوی دوران قبل ازدواج رو نمیده حتی خیلی چیزا فراموش میشه اما عشقت فکرت یادت هر روز واسه من پررنگتر میشه . واسه من عشق تو آسون نبود که حالا مشکل بشه .از همون روزای اول که عاشقم کردی حس دلتنگی و غصه ی دوریت با من بود.یه وقتایی مثل یه مریض رو به موت دلم اونقدر بی تابی میکنه که حس میکنم چشام از فرط گریه از کاسه در اومده .بعضی روزا دلتنگیت باعث غرورمه .یه روزایی مرهم دردام میشه .چه میشه کرد تقدیر من اینه که از دوریت از عشقت بسوزم اما نذار بمیرم .نذار آرزوی مجاور شدنت به دلم بمونه .آقا جون؟نذار مجنونت پیش چشم دشمناش سرافکنده بشه .بذار اونایی که منو مسخره میکنن بدونن امام رضا واسه همه رئوفه حتی واسه سگی مثل من
یه حرم پر از صفا میون قلب عاشقا هزار هزار بال ملک فرش حرم تا بخدا گنبد طلا.ایوون طلا.صحن طلا.دست طلا هرچی بگم بازم کمه خودت طلا امام رضا تو این دنیای بی کسی آقا ببین جار میزنم تو شهر غربت آقا جون تکیه به دیوار میزنم زل میزنم یه گوشه ای روبرومه نور خدا یه مرد خوب و مهربون بهش میگن امام رضا دلم میخواد رو گنبدت تو حرمت تا که یه لحظه ببینم جلوه جود و کرمت یکی داره داد میزنه تو صحن گوهرشاد تو یکی دخیل بسته آقا به پنجره فولاد تو یکی داره با شور و شین عشقو پیشت رو میکنه با جارو نه... با وژه هاش صحنتو جارو میکنه !!!!!!!! یکی داره اینجور میگه آقام غریب الغربا اگه میشه یه بار دیگه منو ببر کرب و بلا گنبد طلا.ایوون طلا.صحنت طلا.دستت طلا هرچی میخوای ازم بگیر منو ببر کرب و بلا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:55  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلااااااااااااااااااااااام آقا جان بعد از چندین هفته این توفیق حاصل شد تا بیام به اینجا .یک ماه از ازدواجمون میگذره .آخ که چقدر دلم برای آپ کردن تنگ شده بود .امروز روز خیلی خوبیه آخه به آرزوم رسیدم .آرزویی جز تو ندارم .حالا که تو این بلاگ مینویسم دلم آروم نداره. مثل همیشه دلتنگتم .پارسال بعد از ماه رمضان اومدیم پابوست .پس فردا عید فطره و من منتظرم تا مثل پارسال ما دوتا رو راهی کنی . وای چقدر باهات حرف داشتم اما حالا هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه منو ببخش بعد از این همه وقت بادست خالی اومدم که بگم :دوستت دارم و همیشه به یادتم .خواستمن بدونی شاید فرصتی پیش نیاد که بلاگ رو آپ کنم اما این دل همیشه واست پرمیزنه حتی اگه خیلی پرمشغله باشم .
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 22:12  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|