|
سلام ای مهربانترین ارباب دنیا
آقاجون؟دلتنگتم........ خیلی زیاد به روز تولدت نزدیک میشم و این دل توهرثانیه هوائی تر میشه . وقتی از پشت تلفن تو صحن انقلاب کنارسقاخونه و روبروگنبدت سلام دادم روحم اونجا حضورداشت.تصور اون جو معنوی -حرم باصفات که این روزا با چراغای جشن تولدت با نم نم بارون هزار برابر زیباتر شده دلمو بدجور هوائی کرده . میدونم بخدا میدونم همه آرزو دارن روز تولدت پیشت باشن .میدونم خیلی عاشق و مجنون داری .میدونم خیلی ها واست وبلاگ ساختن .میدونم خیلی ها همیشه به یادت هستن و ازت دورن .میدونم اشک خیلی ها فقط واسه دل تنگی شماست نه واسه گرفتاریهاشون .میدونم یه عالمه شاعر داری .میدونم ........ اما بخدا منم هرچه در توانم بوده و هست برات انجام دادم و میدم .دلم میخواد ازم قبول کنی. دلم میخواد مثل قبلنا منو زود زود بطلبی .دلم میخواد مثل قبلنا خوابتو ببینم.اما این روزا زندگی منو اسیر کرده .آقا جونم بخدا دلم میخواد همه زندگیمو بدم و تو منو بطلبی. تو که نمیدونی چقدر سخته دلتنگ باشی.تو که نمیدونی چقدر سخته از اونی که دوستش داری دور باشی.مگه خودت دلتنگ گل گلخونت نبودی .اون زود اومد پیشت .ببین من چند وقته دلتنگ شمام و تو ازم سراغی نمیگیری.ببین چجوری اشک میریزم.ببین این گلوم از فرط بغض درد گرفته.ببین منو ........ پس چرا التماسمو نمی بینی؟چرا صدای منو نمیشنوی؟آقا جونم بخدا دلم برات تنگ شده .تو که میدونی بهونه منی .میدونی که دلخوشی زندگیمی .آقا جون یا امام رضا بخدا میدونم آدمای گرفتارتر از منم خیلی هستند اما ببین من گرفتار توام.من دیوونتم .بخدا دارم از دوریت دق میکنم.هرجااسمت میاد کنترلمو از دست میدم . این روزا همش حرف شماست . تو تلویزیون رادیو کوچه خیابونا مسجدا محله دانشگاه اتوبوس ........ آقا انصاف بده .هربار اسمت میاد دلم آتیش میگیره تا میام آروم بشم دوباره یه رشته متصل به شما جلوم سبز میشه.نذار اینجوربسوزم.دیگه حتی اون قاب عکس حرمت از من و اشکام خسته شده.دیگه حتی خاطره هام تکراری شده .آقا کمکم کن تو که میدونی یه نگات مرهم تموم دردادی منه .منو بطلب عزیزم .منو بطلب.اجازه بده منم بیام پابوست.بخدا دلم داره میمیره.درد دوریت خیلی سخته.میدونم که تو فقط توی اون صحن و سرا یا پشت پنجره فولاد یا توی ضریح نیستی اما چکنم؟دلم فقط اونجا آرومه.چیکار کنم؟این دل صاحب مرده بدجور هوائی شده.دلم تنگ شده آقا........ مثل هرسال شب تولدت شیرینی تولدت رو تو سینی میچینم .اما امسال بجای یه شمع دو تا شمع روشن میکنم.یکی به نیت خودم یکی هم واسه آقا جواد.امیدوارم امسال بیای و خودت هردوتاشو فوت کنی.مثل هرسال من دیوونه منتظرم. بازم اون بغض قدیمی تو چشام زل میزنه دوباره دست و دلم تو حرمت پرمیزنه بازم واسه تولدت یه جشن کوچیک میگیرم تو خونه حقیرمون واست تولد میگیرم کنار بغض این گلو دو شمع روشن می کنم خونه تاریک دلو با چشات تزئین میکنم گنبدطلای تو تموم خورشیدو داره صحن و سرای خوشگلت هیچی دیگه کم نداره زائرای خسته دلت تو حرمت جون میگیرن پشت پنجره فولاد شما خیلی ها حاجت میگیرن میگن حتی کبوترات بی دونه هم مهربونن واسه تموم دردادشون انگاری که همزبونن کاشکی حاجت منو از پشت پنجرت بدی رو گنبدت تو حرمت واسه منم لونه بدی یعنی میشه یه روز بیاد منم مجاورت بشم ؟ تو حرمت رو گنبدت مثل کبوترات بشم؟ آقا جونم تولدت مبارک
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:3  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام آقا جون .من امروز خیلی خوشحالم آخه بعد از یکسال و اندی من تونستم یه شعر بگم .درسته خیلی ناهماهنگه اما مهم اینه که بالاخره از منه !!!!!!!! سر کلاس هوش مصنوعی این شعر به ذهنم اومده .من خیلی خوشحالم که طلسم شعرنگفتنم شکسته . با تمام عشق حتی فراتر از اون تقدیم تو : خیلی وقتا توی شعرا حرف دل جا نمیشه تو کتابا تو مقاله بغض من وا نمیشه آقا جون دلم گرفته از همه از تموم آدما دلم شده پر واهمه کاش میشد خودت منو کبوتر بکنی توی اون صحن و سرات منو مجاورت کنی عمق این فاصله ها زیادتر از تحمله تموم بهونه هام واسه دل پرترحمه میدونی؟تنها امید دلمی تو تموم بهونه زندگیمی همیشه خیال تو عکسای تو آروم جونمه عشق تو بهونه هات آرزوهات تو خونمه تنها آرزروی من مجاور شدنه بین ما دو تا فاصله ها کم شدنه میدونم واسه خدا کاری نداره من بیام تو شهر تو من بشم مجاورت زائرت کبوترت یا خادم تو آقا جون بیا تو هم دعا کن واسه دلم تا منم حسرت به دل تو گور نرم خدایا من ازت ممنونم .میدونم که شعر جالبی نیست اما همین که طلسم شکسته شده بی نهایت ممنون
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:59  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|