|
سلاااااااام ارباب مهربونم الهی فرشته فدای یه تار موت روز جمعه به دلم افتاد غسل زیارت حضرت معصومه کنم .بعد از استحمام در عرض ۵دقیقه منم راهی بارگاه منور و مطهر زینبت شدم . وقتی راهی شدم تا زمانی که گنبد خوشگل و نازشونو ببینم اصلا باورم نمیشد .من کجا و این همه لطف و رحمت به من کجا؟ چقدر زیبا بود .درسته فقط چند ساعت تو قم بودیم اما واسه من از همه چیز ارزشمندتر بود . چقدر دلم میخواست برم زیارت تا قبل از امتحانات انرژی بگیرم و روحم آزاد بشه .چقدر خانوم مهربونه .حقی که خواهر شماست . خدا رو قسم میدم به زینب امام رضا که مشکل زینب حل بشه و فرزانه هم به زودی راهی مشهدت بشه .آقا برامون دعا کن صبح شنبه من و مامان تو مسجد مقدس جمکران در عین ناباوری نماز تحیت مسجد رو خوندیم .وقتی رسیدیم مامان با یه حالی گفت دیروز کجا بودیم و امروز کجا؟ دقیق میفهمم مامان چی میگه.اون درست همون حالی رو داشت که من وقت برگشت از مشهدت دارم . یه دلتنگی غریب . اگه درست فکر کنیم میفهمیم که همه نمیتونن تو قم یا مشهد باشن اما همه دلشون تنگ میشه و کاش این دلتنگی فقط با زیارت رفع بشه . امروز آخرین میانترم رو به خوبی پشت سرگذاشتم .۱شنبه اولین پایان ترم شروع میشه .واسم خیلیی دعا کن .کمکم کن تا بخوبی این ترم هم بگذره . آقا من منتظرم تا امتحانات تموم بشه و خبر زاوئر سال تحویل شدنمونو بگیرم .نذار چشم انتظار بمونم .دوستت دارم و تا ابد دیوونتم
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 9:14  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|