|
سلام آقا جونم .الان که مینویسم یکی به نام فاطمه نائب الزیاره ی منه.چقدر دلم برات تنگ شده .فردا اول اسفندماه هست .شمارش معکوس واسه وصال شروع شد.یعنی شما مادو تارو میطلبی یا ........؟ آقا یاسر گلمون یا یه پیام یه خبر داغ داغ داد."میدونی سال دیگه جشن تولد امام رضا چه روزیه؟باورت نمیشه!!!۸/۸/۸۸" خداجونم چه تاریخ معرکه ای. در جستجوی عشق به دنبال رضاییم ماگرچه گداییم همه مال رضاییم وقف است دل ما نفروشید حرام است ما ذره ناچیز ز اموال رضاییم آقا جون نذار این سگ روسیاهت ناامید بشه .منو بطلب که دلم داره میمیره.دلم خیلی هواتو کرده خیلی زیاد.کاش تمام احساس تو این چند جمله جا میشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 23:44  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام ولی نعمت من .سلام امام رضای همه ی آدما
امشب چه شبی بود .به حق واسه من و آقا جواد شب مراد بود .امشب تو به من سرزدی .امشب خادمت واسه شاد شدن دل من روضه شما رو خوند.امشب فهمیدم الکی نیست که میگن دل به دل راه داره بخدا تو هم منو دوست داری مگه نه؟ دیشب آقا جواد نامه منو به آقای انصاریان داده بود و امشب وقتی مجلس به دست حاج رضا انصاریان افتاد گفت :همه رو به گنبد امام رضا بایستید و سلام خاصه آقا را با هم بخونیم .داشتم از خوشحالی سنگ کوب میکردم .آخه حاج آقا شب ۲۳بهمن وقتی من نتونستم برم مجلس روضه شما رو خونده بود از طرفی اصلا روم نشد تو نامه بنویسم یه بار دیگه روضه آقا رو واسه من تنها بخونید .اما حالا حاجتی که تو نامه ننوشتم به من دادی. الهی من قربون این همه کرمت .وقتی آقای علوی از منبر اومدن پایین تنها آرزوم این بود که خودش با آقا جواد سرحرف رو باز کنه .نگفته دیدم دست آقا جوادو گرفت و کشید ........ خداچقدر مهربونی تو .شکرت .تو راه برگشت خوشحال از خوشحالی آقاجواد.به فکرمون افتاد حالا که امشب حرف از امام رضا و اباالفضل کردن دوسه تا حبه قند واسه مریضامون بگیریم .برگشتم و ۵تا حبه قند از صاحب مجلس گرفتم .تو کوچه کاهگلی باریک نگام افتاد به حاج آقا انصاریان که هیچ مردی کنارش نبود .سلام و احوال پرسی کردم وگفتم من بودم که نامم دیشب به دستتون رسید گفت بله خانم فرشته کاوه.گفتم حقیقت اینه که میخواستم تو نامه بنویسم روضه امام رضا رو دوباره بخونید اما روم نشد گفت یکی از دلایلی که امشب خوندم واسه نامه شما بود .دم آخر آقا جواد بهش حبه قندها رو داد تا تبرک کنه بهش دعا خوند و به ما داد . دارم بال در میارم آقا ؟ممنون که منو داخل آدم حساب کردی و منو مجنون خودت کردی .دارم میمیرم از این همه مهربونیت . تو آخرش منو میکشی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 0:10  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلاااااااام عزیز دلم .آقای مهربونم .امام رضای نازم .الهی فرشته قربونت بره
چقدر دلتنگت بودم .چندشبی هست که میریم پامنبری آقای انصاریان و آقای علوی که هر دو از مجاورای شمان .صدای آقای انصاریان که بلند میشه پر میکشم تو حرمت .قربون تک تک خادمات .صداش که به گوشم میرسه یاد نجواهای سحر حرم میفتم .اصلا بی خیال .بیا از خوم بگم که این چند وقت چی کشیدم . دلم فقط یه نگاهتو میخواد .کاش این جوری منو زجرکش نمی کردی .بهم بگو که مادوتا رو میطلبی یا نه .بگو مادو تا تو خیل زائرای سال تحویلت هستیم یا نه ؟آقا اگه نطلبی من چی کار کنم ؟اگه منو راه ندی اگه نخوای منو ببینی چی ؟من کجا برم ؟کجا دعای سال تحویلمو بخونم ؟دلت میاد ؟دلت میاد یکی لحظه تحویل سالش پر از گریه باشه؟دلت میاد که تنها امیدش تو باشی و بهش محل ندی؟آره ؟حتی اگه اون یکی سگ رو سیاهی مثل من باشه . آخ چقدر دوستت دارم .اصلا هیچ کسیو اینجوری دوست ندارم .این اسمت واسه من شده روضه .اسمت که میاد این دل میلرزه و چشامو اشکی میکنه .آخه خیلی وقته ندیدمت .دلم لک زده واسه بوی حرمت .آخ خدا صدای قشنگ نقاره خونت .اون گنبد قشنگ و ماهت .اون ضریح باصفات .نماز جماعتای حرمت .صحنای باصفات .آقا دلم لک زده واسه وقتی که نور خورشید به گنبدت میتابه .واسه اون لحظه ای که همه صف میکشن تا به پنجرت دست بزنن .واسه سردی آب سقاخونت .آخ کبوتراتو که نگو .دلم لک زده واسه دونه دادن بهشون .دلم واسه زیارت آقای مجتهدی و شیخ بهایی و شیخ نخودکی و شیخ محمد مومن و پیر پالان دوز هم تنگ شده .واسه اون شیخ حر عاملی که وقتی از آرامگاهش میام بیرون گنبدت طلوع میکنه دلم برای خودت تنگ شده .واسه وقتی که به گنبدت خیره میشم و باهات یواشکی حرف میزنم .واسه وقتی یواشکی باهات میخندم و گریه میکنم .دلم برات خیلی تنگ شده خیلی زیاد .تنها آرزوم زیارت شماست .میخوام به آقای انصاریان یه نامه بدم تا واست بیاره .جوابشو حضوری ازت میخوام.درست لحظه تحویل سال . آقا به جون جوادت مادوتا رو به زودی بطلب. راستی مودمم درست شده اگه شما اجازه بدی دیگه زود زود آپ میکنم .خیلیییییییی دوست دارم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:22  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|