تبليغاتX

ضامن آهوی غریب نذار دیوونه تر بشم ...تو رو خودت قسم بذار منم مجاورت باشم

\ مجنون امام رضا

سلام آقا جونم . حتما مثل همه تابستونای دیگه سرت شلوغه .خوش به حال اون زوارایی که الان تو حرمت در حال زیارتند .خوش به سعادتت اونایی که همین الان رسیدن به شهر قشنگت .دلم خیلی هوایی شده .میدونی ؟دلم پر میزنه واسه لحظه ای که چشمام برای اولین بار به گنبدت می افتاد .چه حالی داشتم .انگاری بال در میاوردم نمی فهمیدم چجوری به درب ورود می رسیدم .دلم میخواد دوباره اذن دخول بخونم .آخ چقدر دلتنگتم .دیروزتولد آقا جواد بود .روز چهارشنبه .مثل همیشه رفتیم شاهزاده فاضل .آقا جونم چقدر دوستت دارم .کاش بدونی برای من همه زندگی هستی .

این چند هفته که نیومدم بلاگ خیلی اتفاقا افتاد.فرصتی پیش اومد تا دشمنای ایران و اسلام شاد بشن . قدیمیا می گفتن اوضاع مملکت مثل زمان شاه شده مثل حکومت نظامی و من صدها بار خدا رو شکر کردک که اون زمان نبودم .کاش این جوونا قدر خون شهیدامونو می دونستن و آزادی رو تو برهنه بودن تفسیر نمی کردن .کاش میفهمیدن اداره کردن مملکت فقط با دستور آزاد بودن ممکن نمیشه .ای کاش های زیادی دارم اما این حرفا در خور بلاگ امام رضا نیست .

آقا جونم برامون دعا کن تا یادمون نره که این مملکت مال امام زمانه.یادمون نره که مردم برای انقلاب چیکار کردن و ما باید چکار کنیم .عزیز دل خسته ی من برام دعا کن تا بتونم به هدفم برسم .برام دعا کن هدفم همون چیزی باشه که خدا میخواد .همون چیزی که بخاطرش به دنیا اومدم .

بار الها به حق امام رضا من و همه دوستامو از بلایای این دوره حفظ کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 12:23  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام آقا جونم.آخ آخ آخ که این روزا بدجور دلتنگتم.میدونم که منو میبینی و صدامو میشنوی.کاش میدونستی این دل طاقتش تموم شده .داریم میریم شاهزاده فاضل مثل تمام چهارشنبه های قبلی.

کی میشه سالی بیاد که من تموم چهارشنبه هاش پیش تو باشم ؟

امروز صبح مامان حاجی و خاله مریم با عمو کاظم راهی کربلا شدن .خوش به حالشون .ای کاش روزی همه بشه .تموم لحظه های رفتنشون یه طرف .اشک ریختن و آه کشیدن بابا هم طرف دیگه .خدایا بحق سوز دل زینب کبری و بحق قمر بنی هاشم به زودی زود قسمت مامان و بابای منم بکن .

من که کربلا نرفتم اما همیشه دوست دارم تو ایوون امیر المونین باشم .زیر ایوون طلای ارباب دو عالم آقا امام حسین (ع) نماز بخونم .دوست دارم دخیل عباس بشم .پشت مشبک های کف العباس منم دستامو قنوت کنم .مشک عباس و . . . . . . . .

امروز شور عجیبی داشتم ."این حسین کیست که عالم همه دیوانه اویند ؟"

آقا جانم ؟با این کتاب "ذکرهای شگرف عارفان"آرامش عجیبی پیدا کردم .انگاری خدا خواست که من دو روز برم جای الهام تا فقط این کتاب به دستم برسه .خدای مهربونم چقدر تو رئوفی و چقدر ماها ازت غافلیم .

آخیش راحت شدم .وقتی میام بلاگ سبک میشم انگاری تو پیش رومی و من باهات حرف میزنم .آقا جونم دلم برای یه زیارت دلچسب و شیرین لک زده .برام دعا کن که مجنونت همیشه محتاج و نیازمند شماست .

شما رو بحق آقا جوادت قسم که مامان و بابای دل شکسته ی منو راهی کربلا کن .آخه پنجره فولاد شما برات کربلا میده

آقا جونم دلم برات تنگ شده .کاش این فاصله ها نبود

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:43  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام امام رضای مهربونم .آقا جانم دلم برات خیلی تنگ شده .با اشک چشمم برات مینویسم .این دل دیوونه این روزا خیلی محتاجته .آقا جونم عزیزم یه نیگاه بکن تا منم فرشته بشم .دستای خستمو بگیر .

فاطمیه هم تموم شدو معلوم نیست تا سال دیگه این سگ روسیاه زنده بمونه یا نه .امسال خیلی بهم حال داد.تو مهدیه دهبالا همه دلا شکست .چه شوری بود .فضای عجیبی شده بود .انگاری . . . . . . . .

دلم میخواد منم لایق دیدن امام زمانم بشم .از وقتی این کتاب شیفتگان مهدی (عج) رو میخونم دلم بیشتر واسه فرشته شدن پرمیکشه.حتما میدونی که تو این زمونه از اسلام فقط یه اسم مونده .همه تو فرمهای مشخصات اسم مذهبمونو مینویسیم اسلام اما پای عمل که میاد هیچ کدوم بر اساس قرآن عمل نمیکنیم .وقتی به یکی میگم غیبت نکن اسممو میذاره بی بی و بالفور میپرسه ذکر امروز چیه؟

بی خیال این آدمای خاکی .دلم میخواد هر طور شده اونی بشم که تو میخوای .همون که چشاش لایق ملاقات با صاحب الزمانه.

ای کاش منو کمک کنی .

دلم برای آقای بهجت هم خیلی تنگ شده .ما ایرانیا الحق که مرده پرستیم تا وقتی این شمع پرنور بود تصویری از ایشون تو تلویزیون نبود اما همین که پرکشید . . . . . . . .

داره تابستون میاد و بز بازار سفر مشهد داغ داغ میشه و دل من از همیشه تنگ تر میشه .ای کاش میدونستی که من از دوریت چی میکشم .آخ خدایا؟یعنی تو آخر آخرش منو به آرزوم میرسونی یا نه ؟

آقا جونم آرزویی جز تو در سر ندارم .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 22:43  توسط مجنون ترین مجنون   |