|
سلام آقا جونم .عزیز دلم سلام آقا جونم من خیلی خوشحالم که تو این دنیای مجازی یه دوستی پیدا کردم که مجاوره.واسم دعا کرده که منم مجاور بشم انشاالله امروز سالگرد ازدواج حضرت علی(ع)و زهرای مرضیه(س) هست .دیشب صحنه خونشون رو تجسم می کردم .یادش بخیر خونه مولا و مسجد کوفه ........ میدونی آقا ؟دلم میخواد دعا کنی که الگوبرداری در زندگیمون از این زندگی آسمونی باشه .دلم میخواد هرکار می کنم رضایت خدا مدنظرم باشه .اونقدر صبور باشم که حتی اگه جلو جمع فحش هم بهم دادن از کوره در نرم .دلم میخواد هر امتحان سختی که خدا ازم میگیره سربلند به پایان برسونم .دلم میخواد همیشه عشقت تو خونم باشه . دلم می خواد خدا به ما یه خونه بزرگ بده تا مجلس ائمه بگیریم .دلم میخواد خدا بچه سالم و صالحی بده که با عشق شماها بزرگ بشه .با یاعلی راه رفتن رو تو صحنای شما یاد بگیره .دلم میخواد از کوچیکی تو هیئت باشه .دلم خیلی چیزای خوب خوب میخواد .دعا کن اگه صلاحه خدا بهمون بده .
لباس یاس بر تن کرد زهرا کنار دست او بنشست مولا محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت غلط گفتم بلی نه یا علی گفت آقا جونم امروز اول ماهه و تا عید قربان ۸روز دیگه مونده من منتظر عیدیتونما.یادتون نره . خیلی برام دعا کن .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:43  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام آقا جونم .تسلیت منو از همین راه دور قبول کن . درسته که من تو یزدم اما خوب می دونی دلم اونجاست .خدا رو شاکرم که منو تو کاظمین راه داد .فرصت آنچنانی نبود اما همینشم جای شکر داره . دیروز فاطمه از صحن گوهرشاد تماس گرفت .آقا همیشه میگم دلم برات تنگ شده اما حتی خودم هم نمی دونم این دلتنگی تاچه حد شدیده.دیروز وقت گوشیشو طرف گنبد گرفت تا سلام بدم داشتم از بغض خفه میشدم. کاش منم اونجا بودم . دیشب آقا جواد مثل همیشه منو آروم کرد .بهم گفت ببین خانومی من میدونم چقدر امام رضا رو دوست داری اما همه که نیفهمن وقتی میگی دلتنگی یعنی چی.اونا شاید فکرکنن تو ریا میکنی .یا حتی فکرکنن مشکلی تو زندگمون هست که امونتو بریده . بیاخودت یه کاری کن که به امام رضا نزدیک بشی .آقا من با تمام وجودم این حرفو میزنم :من از خدا میخوام همونی بشم که تو میخوای .یه فرشته واقعی راستی وقتی داشتم میومدم سر کار صاحبخونمون یه حرفی زد یعنی یه چیزی پرسید همون حاجت منو !گفت چند شبه خواب میبینه که من حاجت روا شدم.آقا جون به حق جدش اباعبدالله و به حق جوادت خوابشو به خیرونیکی تعبیر کن .وقتی از خونه اومدم بیرون داشتم بال در میاوردم انگار راس راسی حاجت روا شدم . به فاطمه گفتم واسم دخیل ببنده نمیدونم یادش میمونه یا نه . به حق جوادت امروز همه حاجت منداتو حاجت روا کن . راستی ۴۰ روز دیگه مونده تا عاشورا.نمی دونم امسال محرمو چجور بگذرونم.دلم میخواد امسال که کربلا رو دیدم محرمم با سالهای قبل فرق داشته باشه.نمیدونم چی میشه .راستی آقا جمعه زیر خیمه ابوالفضل مراسم شهادت گل گلخونتونو میگیرن.واعظی از مشهدت میاد.به ما هم توفیق بده تو مجلس پسرت شرکت کنیم. همیشه برام عزیزترینی و تمام بهانه هام به تو ختم میشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 9:58  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام امام رضای مهربون .امروز ۲۳ ذی القعده روز مخصوص واسه زیارت شماست .تو مفاتیح نوشته زیارت دور و نزدیک و حیف که من امسال هم از دور باید زیارتنامه بخونم .آقا جون ؟دیروز تو گوگل سرچ کردم "کرامات امام رضا" داشتم خفه می شدم از مهربونیات .چقدر زیبا جواب میدی .چقدر ناز شفا میدی .چه حساب شده آدم می کنی .همش قشنگ بود اما یکیشو که خوندم داشتم از حسادت می ترکیدم . داستان اون دختره که می خواست مسیحی بشه .همون که کشوندیش تو حرم و واسه اولین بار خردش کردی .همونی که خوابتو دید رو پات نشست و تو بغلش کردی .راستی میشه که امامان دخترا رو بغل کنن .محرم میشن ؟اگه اینجوریه که من دیگه غمی ندارم البته به شرطی که شما روببینم و اجازه بدین که ببوسمتون. ندیدمت این غصه کم نیست آقا دوستت دارم دست خودم نیست آقا آقا جون ؟وقتی اون مطالب رو می خوندم از خدا می خواستم که منم یه بیماری سخت بگیرم و بیام دخیل پنجرت بشم .اما راستش می ترسم از طرفی من که صبر و تحمل ندارم زمین و زمانو بهم می بافم و یه چیز دیگه هم هست و اون اینه که از کجا معلوم من مریض بشم و شما به منم شفا بدین . نه اشتباه نکن نمی گم شما جواب نمی دین نه بلکه من کسی نیستم که بتونم از شما جواب بگیرم .قضیه این شعره : گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست ؟ من خودم اعتراف می کنم گدای کاهلیم اما وقتی فکر می کنم که شما به اونا زندگی دوباره دادین کیف می کنم .آقا جونم این روزا من و آقا جواد داریم یه تصمیم مهمی میگیریم برامون دعا کن که هر چی خیره بشه . راستی منم از شما خیلی حاجتامو گرفتم و این آخریش همین کارم که چقدر زیبا و به موقع جور شد .ازت بخاطر همه چی ممنونم من حتی اگه بیمار هم نشم همیشه دخیل پنجرتم .دلم میخواد این دلم همیشه بیمار شما باشه . دیروز خاله مژی گفت که میخواد مامان بزرگشو ببره مشهد .گفت تو فکر مرخصی باشم میخواد منو هم ببره .یعنی میشه تا قبل از سال تحویل یه بار دیگه منو راه بدی ؟وای اگه بشه چی میشه . خیلی دوستت دارم راستی آقا جونم دیدی امسال چقدر همه تاریخا با حال شده ؟امروز ۲۰ آبان هشتمین ماه سال ۸۸ روز چهارشنبه روز ۲۳ ذی القعده و روز زیارتی شما دقیق ۲۷ ماه از عقدمون میگذره و ۱۴ ماه و ۷ روز از ازدواجمون .اینقدر خوشحالم که ۲۰ شده چهارشنبه و روز زیارتی شما که حد نداره .امروز میریم زیارت شاهزاده فاضل و همون جا زیارتنامه شما رو می خونم . آقا جونم برام خیلی عزیزی به جان جوادت منو تنها نذار . بخدا تمام دلخوشیام تو شما و مشهدتون خلاصه میشه راضی نشو که این مجنون دور افتاده تنها دلخوشیشو از دست بده . تو که امام رئوفی به جان عاشقات منو هم یه روز مجاور کن . شبی یاد جـنـون آبــــاد کــردم این متن رو از سایت شما کپ زدم .کاش می شد به همه اطلاع داد که امروز روز زیارتی شماست : ***بیست و سوم ذو القعده روز زیارتی حضرت رضا علیه السلام گرامی باد*** امام رضا علیه السلام فرمودند : لا تُشَدُّ الرِّحالُ إلی شَیءٍ مِنَ القُبُورِ إلّا إلی قُبُورِنا , أَلا وَ إنّی مَقتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلماً وَ مَدفُونٌ فی مَوضِعِ غُربَةٍ , فَمَن شَدَّ رَحلَهُ إلی زِیارَتِی استُجِیبَ دُعاؤُهُ وَ غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ * برای زیارت هیچ قبری بار و بنه نبندید و سفر نکنید مگر برای زیارت ما اهل بیت , آری بدانید که من با زهر شهید خواهم شد , و محل دفنم در غربت خواهد بود , پس هر کس برای زیارت من سفر کند دعایش مستجاب و گناهانش آمرزیده و بخشیده خواهد شد . دلم واسه حرمت پر میزنه .چقدر دوست داشتم امروز از نزدیک زیارت بخونم .آقای مهربونم برام دعا کن تا ابد مجنونت بمونم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 9:31  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام امام رضای مهربونم . اول یه چیزو بگم که شب تولدت یادم رفته بود و اونم اینه که دقیقا شب تولدت ۱۴ ماه از زندگی مشترکمون گذشت!!!!!!!! یه خبر بهتر این که کارم با اینترنته و میتونم زود زود آپ کنم البته اگه خدا توفیق بده . چهارشنبه که بیاد میشه ۲۳ ذی القعده یعنی روزی که مخصوص زیارت شماست خوش به حال مشهدیا که می تونن از نزدیک بیان زیارت. دیروز جمعه یه فیلمی نشون داد که من آخراشو دیدم دلم پرزد رو گنبد.آقا یعنی میشه من یه روزی مجاورت بشم و دیگه داغ این فاصله ها به دلم نباشه؟ دیشب برای اولین بار رفتیم مجنون العباس .جمعه شبا ساعت نه زیر خیمه ابالفضل خیلی خبرا میشه .یه تابلویی پشت سر مداح بود که دلمو برد.اینقدر خوشگل نوشته بودن عباس .باورت میشه آقا؟تو این اسم با اون طرز نوشتن تمام واقعه کربلا رو میشد دید .خوش به حال بابابزرگ و مامان بزرگم الان نجفن و چند روز دیگه راهی کربلا و سامرا و کاظمین میشن . داشتم می گفتم دیشب یه شعری رو خوندن که فقط معنیش یادمه . می گفت که کاش بودم تو کربلا میمردم منم تو اون لحظه دعا کردم تو مشهد بمیرم .همون جا بود که مابقی شعر رو اینجوری خوند که حالا که اونجا نبودم دعا کن مشهدالرضا بمیرم!!!!!!!! قلبم داشت کنده میشد یعنی اونا هم مثل من میخوان پیش تو جون بدن ؟نکنه اونا رو حاجت روا کنی و منو آرزو به دل بذاری آقا ؟ آقا جونم همیشه برات دلتنگم نمی دونم کی و چجوری به تو می رسم یا اصلا بهت می رسم یا نه قراره تا ابد اینجوری دور باش ازت . راستی من می خوام خادم افتخاری شاهزاده فاضل بشم .دعا کن منو قبول کنه مدارکمو چهارشنبه دادم اما معلوم نیست دیگه کی خبر بدن .دلم میخواد کنیزی کنم واسه شما واسه داداشتون واسه اهل بیت .آقا دعام کن زود خوب بشم و دیگه سرما نخورم .خسته شدم از بس این دو ماه رفتم دکتر .دیشب از عباس بن علی خواستم شفام بده و چون بار اول بود که زیر خیمش بودم دستامو خالی رد نکنه .دعام کن آقا جون که بنده خوبی باشم و گناه نکنم . همیشه همه جا یه یادتم و آروم جونمی .هیچوقت منو تنها نذار که بی تو میمیرم .
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 9:52  توسط مجنون ترین مجنون
|
سلام آقا جونم .قربونت برم الهی که اینقدر تو ماهی اما باور کن که نمیتونم جور دیگه تشکر کنم.آخرش واسه منم کار جور کردی اونم چه کار خوبی .دستت طلا میدونستم دست رد به سینم نمی زنی آخه من زائر پدر و پسرتون بودم دیگه پارتیم حسابی کلفت بود . داریم به روز تولدت نزدیک میشیم.همون جمعه رویایی که انتظارشو میکشیدم.۸/۸/۸۸ دلم روشنه که این جمعه یه اتفاق مشتی میفته .یه اتفاق تاریخی یه چیزی که تا حالا رخ نداده بوده.نمی دونم شاید هم چون تولد شماست این حس رو دارم . ای کاش نشاط شیعه تکمیل شود امسال دوبار سال تحویل شود ای کاش به ۸/۸/۸۸ در امر ظهور یار تعجیل شود خیلی دوست داشتم کامپیوتر پکیده منم درست بود تا تو اولین ثانیه های روز تولدت بلاگ رو آپ کنم و بهت تبریک بگم اما شرمنده هنوز درست نشده .اما قول میدم در ۰۰:۰۰تماس بگیرم و باهات حرف بزنم و تولدت رو تبریک بگم.قول قول زنونه از جنس مجنونیش آقا جونم واسه تولدت جز یه قولی که تو حرم بهت دادم یه شعر درب و داغون هم دارم که از همین کویر تقدیمت می کنم البته واسه شما تکراریه آخه خودم جلو گنبدت واستون خوندم .امیدوارم قبول کنی .راستی امسال شب تولدت به خونه ما هم میای؟دو تا شمع های تولدت منتظرنا به جان زائرات ما رو چشم انتظار نذار .نمی دونم کدوم تولدت شمعها رو خودت خاموش می کنی . یه آسمون آبی با گنبد طلایی نقاره خونت آقا داره عجب نوایی کبوترای نازت پر میزنن تو صحنت آرزومه که آقا دل بمیره تو دستت سقاخونت همیشه نماد کربلا بود دست آقا ابالفضل گره گشای ما بود برات کربلامون از پشت پنجرت بود دلم خوشه که آقا نگاهت مال ما بود ایوون طلای زیبات جای کبوتراته اما اونجا آقا جون پر از خاک و غباره کاش میدونستی آقا اونا خیلی غریبن بی زائر و تو غربت بدجور آروم میگیرن شبا برای زینب این دل ناجورمیگیره نکنه دل دوباره تو حسرتش بمیره واسه تولد تو گل دیگه خیلی زشته اما بدون آقا جون مجنونته فرشته
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:31  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|