تبليغاتX

ضامن آهوی غریب نذار دیوونه تر بشم ...تو رو خودت قسم بذار منم مجاورت باشم

\ مجنون امام رضا

امید دلهایی صفای جانهایی
تودخترپاک علی و زهرایی
زهره آسمان تقوایی
بر سریر عفاف زهرایی
میوه بوستان یاسینی
فاطمه خو و زینب آرایی

سلام آقا جان .میدونم که امروز شال عزا رو دور گردن پیچیدین .من غریب هم تو غمتون شریک بدونین.
آقا جونم دلم امروز بدجور گرفته .


آقا جون دلم گرفته مثل آسمون پائیز
میدونم مرغ دل من دوباره کرده هواتون


ای کاش منم مشهدی بودم .امروز هر طوری بود خودمو به حرمت میرسوندم و عزاداری میکردم .کاش منم مجاور بودم و این درد دوری شما رو نداشتم .من خیلی حقیر و پستم که بخوام خودمو با حضرت معصومه(س)مقایسه کنم .اما وقتی فکر میکنم ایشون واسه دیدن شما به ایران اومدن و بیماری لحظه دیدار شما رو ازشون گرفت دلم کباب میشه .
من کجا و درک درد و رنج اهل بیت کجا .تا اونقدری که این عقل ناقص میکشه درک میکنم
آقا ؟منو ببخش اگه اینقدر بد حرف میزنم .بی ادبانه و جسورانه .
نمیدونم تا حالا کسی رو مثل من دوست داشتی ؟
اگه دوست داشتی مثل من ازش دور بودی ؟
حاضر بودی فقط سالی یه بار اونو ببینی ؟
اونم درست روزایی که میلیونها نفر واسه دیدنش میرن ؟
تحمل داشتی اینقدر دلتنگ بشی ؟
نمی دونم چرا اینجوری دلتنگ شدم .انگار سالهاست که منو نطلبیدی .انگاری ازت خیلی دور شدم .
دلم بدجور بهونتو میگیره .

دلم برا حرمت پر میزنه
سینه برای تو دلبر میزنه


آقا؟بخدا دیوونتم .تو آخرش منو میکشی ........

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 10:55  توسط مجنون ترین مجنون   | 
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن

هنوزم پر میکشه دل واسه ی به تو رسیدن

گل مهربونم سلام.

امام رضا؟دلم خیلی هواتو کرده.هرجا اسمت میاد اسم مشهدت میاد حالم عوض میشه.

"وقتی که اسم تو میاد هری دلم میریزه          اسم قشنگت واسه من آخه خیلی عزیزه"

دلم میخواد بیام پیشت تا میتونم گریه کنم .بغض یک سال این دلو پیش چشمای تو واکنم.

دلم میخواد منو بطلبی و من تو اولین نگاه به گنبدت همون اول بست بشینم و باهات از دلم از روزگارم از خودم از آرزوهام بگم .گل نازم نمی دونم تا چه حد حرفامو قبول داری.کاش بدونی واسه ی من همه ی زندگیمی.کاش بدونی من راضی ام اگه تو راضی باشی من اینجوری زندگی کنم

رضا اگر تو رضایی که من ز هجر بمیرم              منم به مردن خودراضی ام اگر تو رضایی

گل مهربونم تو رو خدا منو تنها نذاری.مردم این دنیا خیلی بدن .خیلی فقیرن.اصلا معرفت . عاطفه . احساس ندارن.آقا منو شکستند.

نمی خوام با یه کم ثروت خودمو گم کنم.نمی خوام روزی بیاد که یکی دیگه این حرفا رو راجع به من بزنه .

میدونم متفاوت بودن با دیگران یعنی تابلو شدن و منگل بودن از دید اونا.از خدا واسه من طاقت و تحمل اینجور تابلو شدنو بخواه.

میدونم لیلی خیلی از مجنونای دنیایی اما تو رو خدا یادت نره من واسه تو از همه چی گذشتم حتی از خودم .پس راضی نشو مضحکه ی این و اون بشم.خودت ضامن خوشبختی من باش.

خودت میدونی اگه نبودی بخدا منم نبودم.حالا که بودنم به خاطر تو بوده و هست ضامن زندگیم باش

نذار تو این دنیای رنگارنگ زندگی مجنونت رنگی بشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:16  توسط مجنون ترین مجنون   |