|
سلام آقا جونم .از صمیم قلبم این روز خجسته رو بهت تبریک می گم .آقا ؟من ازتون عیدی میخوام .خودت که خوب میدونی حاجتم چیه . امروز روز تولد گل گلخونت آقا جواد شماست .چقدر این دل دیوونه هوای زیارتت رو داره .خوش به حال مامان و بابای مریم خوش به حال همه ی اونایی که امروز تو حرمت بودن . آقا ؟دلم تنگه خیلی زیاد .امروز به هر طریقی بود خودمو به مهدیه دهبالا رسوندم تا دعای ندبه رو اونجا بخونم .چقدر آقامون غریبه نمی دونم چند نفر امروز یاد آقا بودن .نمی دونم چند تا قطره اشک امروز واسش ریخته شده .ولی آقا جون آقامون خیلی غریبه دلم میگیره وقتی به کارای خودمون فکر میکنم .دلم از همه آدما میگیره چرا تا کارمون لنگ میشه داد میزنیم یا صاحب الزمان ادرکنی ولی تو خوشیامون یادی از آقا نمی کنیم ؟ چرا ؟چرا ماها اینقدر نامردیم ؟چرا ؟خدایا مارو ببخش کمکمون کن تا آقامونو درک کنیم .خداااااااا چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه اشک ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه ........ برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام دوباره صبح ...ظهر ... نه غروب شد نیامدی
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 18:19  توسط مجنون ترین مجنون
|
|
|